لطف الله بن عبد الكريم كاشانى
مقدمهء مصحح 18
تحفة الدستور ( فرهنگ اعداد كلمات ) ( فارسى )
« پدر » بخواند و يا مانند واژهء « بيجان » را به همين وجه بخوانيم يا « پيچان » خوانده شود . درست از اوايل سدهء دهم - كه برابر با آغاز سلطنت صفويه است كاتبان ، حروف را مستقل كردند و واژههايى كه هم با حرف « ب » و « پ » مىتوانست خوانده شود مانند « بدر » و « بى » كه به صورت « پدر » و « پى » مىتواند باشد . شاهد اين مدعا ، متون خطى موجود در كتابخانههاست كه اين استقلال حروف از آغاز سدهء دهم در آنها مشهود است . چهار حرف مورد بحث فارسى كه عبارتند از : « پ » ، « چ » ، « ژ » و « گ » ، از نظر عددى حروف ابجد به ترتيب برابرند با : « ب » ، « ج » ، « ز » و « ك » ، كه در محاسبات ماده تاريخها به همينوجه به حساب آورده مىشود . جدول مراتب عددى حروف ابجد بدين شرح است : با جدولى كه به دست داده شد محاسبهء واژهها بايد برپايهء اعداد همين جدول عمل گردد . استثناهايى هم از سوى حساب جملدانان و ماده تاريخسازان در ماده تاريخها ديده مىشود كه به شرح آنها پرداخته مىشود : گاه شده است ماده تاريخساز ، تاريخى را ساخته و يكسال تاريخ او با واقعه تطبيق نمىكند كه معمولا ماده تاريخساز اگر واژهاى را در تاريخ خود داشته باشد كه در آن واژه حرف « آ » بوده باشد مانند واژهء « آب » ، حرف « آ » را برابر با عدد ( 2 ) به حساب مىآورد ؛